• امروز سه شنبه بیست و یکم آبان 1398 

مقالات سازمان اوقاف

گروههای مقالات
مطالب ویژه

سامانه تدارکات الکترونیک

ارتباط با مدیر کل

خدمات غيرحضوري

سامانه شکايات

وقف را بهتر بشناسیم

وقف را بهتر بشناسیم

مرتضی کوچکی

 چهارشنبه 11 شهریور 1394   4539  0      

بسمه تعالی

مقدمه

کلمه ی انفاق و مشتقات ان به معنای بخشش،که چندین بار در قران ذکر شده است که بیانگر ارزش و اهمیت  این مسئله در نزد پروردگار عالم است.

قران کریم  د ریک آیه بخشش  را از نشانه های انسان های باتقوایی که به عالم آخرت ایمان دارند می شمارد و درآیه ی دیگر تأکید میکندکه اگر میخواهید به برّ وخوبی دست یابید و آن را درک کنید،باید از انچه خدواند متعال روزیتان  کرده انفاق  کنید.در جایی دیگر از قران کریم نیز ،نیز بندگان مورد سرزنش الهی قرار گرفته اند که چرا در راه خدا بخشش نمی کنند.

درواقع کسانی به انقاق روی می آورندکه به پروردگار مهربان و جهان اخرت ایمان قلبی پیدا کرده اند.از این رو برای کسب رضایت الهی ،با بخشش و انفاق ،زنجیر تععلقات مادی ،که مانع سیر الی الله میشود را ا زدست و پای خویش باز کنند تا د ر آستان رضای او به پرواز در آیند.

این افراد وعده های داده شده به انفاق کنندگان را باور دارند واز این رو خواست الهی  را بر خواهش های نفسانی خویش مقدم می دارند. پاداش آنان نیز انقدر عظیم است که خداوند متعال ،خود اجر انها را بر عهده گرفته و  تضمین نموده است :«لهم اجرهم  عند ربهم»

از سوی دیگر زرنگ و زیرک بودن یکی از اوصاف مؤمنین است که در روایات به ان اشاره شده است.

مؤمن باید از فرصت هایی که برایش پیش می آید بهترین و بیشترین استفاده را بنماید واکنون که میخواهد چیزی را در راه خدا ببخشد باید به ان رنگ و بوی جاودانگی دهد تا همیشه حتی پس از مرگ نیز از ان بهره گیرد.

و اساساً یکی از اهدافی که اسلام وقف را فرا روی مؤمنان قرار داده است کهبعد از مرگ نیز پرونده ی اعمال نیکش بسته نشود و از پاداش ان  تا روز قیامت  بهره مند گردد.از این رو مردگان حسرت نمی خوردند و آرزو میکنند که ای کاش می توانستند لحظه ای به  دنیا باز گردند و این عمل صالح را انجام دهند.

مفهوم وقف

واژه وقف را در لغت  با عبارات گوناگون تعریف کرده اند که همه ی انها دارای قدر جامع و مشترکی هستند.در کتاب «لسان العرب »می خوانیم :

«در مکان تقف کرد ،یعنی ایستاد . زمین را به مساکین وقف کرد ،یعنی زمین را حبس کرد».در کتاب «المعجم الوسیط »آمده است:

«خانه و مانند آن را وقف کرد ؛یعنی آن را در راه خدا حبس کرد». د رلغت دهخدا »و «فرهنگ عمید »نیز اینگونه امده است :«ایستادن ،نگه داشتن ،منحصر کردن چیزی برای کسی است و اقامت کردن ».

وقف در اصطلاح فقهای امامیه عبارت از حبس نموده عین ملک ومصرف کردن منافع آن د رراه خداست و در اصطلاح قانون مدنی ،حبس عین ملک (شیء،زمین ،ساختان و...)و جاری کردن منفعت آن بر حسب نیت واقف و وقف کننده )تعریف شده است.

انواع و ارکان وقف

بنابر مشهود ،وفق دونوع است :وقف عام (وقف که راجع به جهات عامه است )و وقف خاص (وقفی که به افراد معنی یا جهت معین اختصاص یافته باشد).همچنین وقف از شش رکن مهم تشکیل میشود:

1.صیغه ؛2.واقف (همان کسی است که مالی را وقف میکند ) 3.مال موقوف (مالی است که وقف میشود )4.موقوف علیهم (کسی یا کسانی یا جهتی و  جهاتی است که مال بر آنها وقف شده است)5.نیت :قربه الی الله ؛6.قبض و اقباض .

وقف در قرآن کریم

در قران کریم آیاتی که اشاره مستقیم به وقف داشته باشد وجود ندارد ،لیکن عناوین و کلمات و واژه هایی که د رساختار معنایی بعضی ا ز آیات همسو با این سنت حسنه باشدو  جهت دهی آنان سفارش و توصیه به اعمال خیر ،نیکی و احسان باشد در زمره ایات وقف قرار میگیرد؛چرا که د رتفاسیر مختلف و در باب های فقهی  ،وقف جهت استدلال  مبحث وقف به همین ایات اشاره شده است.

موضوعات مطرح شده در قران مانند :بر ،خیر ،صدفه ،احسان ،معروف ،انفاق به ویژه باقیات الصالحات و  عطایای بعد از مرگ همگی از جمله واژگانی است که ایات مربوطه با وقف انطباق دارد ویکی از مصادیق روشن این عناوین را علما ء و مفسران سنت حسنه ی وقف بیان نموده اند. زیرا وقف ا زبهترین نیکی ها و احسان ها و  کارهای معروف و تنها صدقه ی جاریه ای است که پایدار  می ماند وبا مصرف یک بار آن از بین نخواهد رفت بلکه بعد از فوت واقف نیز ثواب وخوبی های آن تمام نمی شود و مستمر و باقی خواهد  ماند.

دراین بخش به بعضی از مفاهیم آیات اشاره خواهیم کرد که د رراستای مطالب بیان شده قبلی است ومورد تأکید قران کریم است که دلالت بر وقف می نماید.

1-باقیات الصالحات

این واژه دوبار در قرا ن به کار رفته است و در هر دو بار این کلمه ناظر به کارهای خیر وماندگار وتشویق به کارهای نیک در برابر زندگی  زودگذر مادی توصیف شده است:

««امال والبنون زینه الحیاه الدنیا والباقیات الصالحات خیر عندربک ثوابا و خیر امال»:مال و فرزند ،زینت زندگی دنیاست ؛و باقیات الصالحات [ارزشهای پایدار و شایسته ]ثوابش نزد پرودگارت بهتر و امید بخش تر است.

درخصوص معنا و مفهوم «الباقیات الصالحات »چند وجه بیان شده :از جمله عبدالله عباس و مکرمه و مجاهد گفته اند :«به معنای سبحان الله و الحمدلله ولا  اله ال الله و  الله اکبر است.»

عده ای آن را  (صلوات بر  محمد وال محمد )دانسته اند. برخی هم آن را به معنای روزه ،حج،عشق ،جهاد و صله ی رحم گرفته اند .درجمله بندی از نظرات مختلف در رابطه با باقیات الصالحات میتوا ن گفت :همه ی کارها و اعمالی که خدا و رسول (ص)ان را نیک بدانند،مشمول باقیات الصالحات است با این وصف ،وقف نیز یکی از مصدیق اعمال صالح خواهد بود؛چه آن که تشویق گفتار ی وعملی معصومان (ع)درباره ی وقف،نشان میدهد که وقف از بهترین اعمال صالح است ؛به ویژه با توجه به این که در پاره ای از روایات ،وسیله ی نجات انسان درقیامت دانسته شده است.

از همین روست که «خزایلی»درباره این واژه گفته :

«مراه از باقیات صالحات که در نزد پرودگار از جهت عمل و ثواب نیکوست را است ،وقف تواند بود که    صدقه ی باقیه است.»

مشابه همین آیه ی یاد شده ،آیه ی 76سوره مریم است:

«ویزید الله الذین اهتدوا هدی و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر مردا:کسانی که در راه هدایت گام نهادند ،خداوند هدایتشان می افزاید وآثار شایسته ای که (از انسان )باقی می ماند ،ثوابش در پیشگاه پروردگارت بهتر،و عافیتش خوبتر است .»

2. صدقه

به چیزی که آسان از اموال خود در راه خدا بدهد صدقه میگویند .ولی در اصل ،صدقه هم شامل واجب میشود (زکات )و هم مستحب .اما بحث ما در این بخش صدقه مستحبی است و با تعریفی که از صدقه انجام گرفت وقف یکی از مصادیق بارز صدقه میشود که خداوند متعال در پنج ایه ی قرآن بدان تاکید وتشویق کرده است که به دو نمونه آن اشاره میشود:

«الم یعلموا انّ یقبل التّوبه عن عباده ویأخذ الصّدقات :آیا نمیدانستندکه فقط خداوندتوبه را از بندگانش میپذیردوصدقات را میگیرد.»

«یمحق الله الربا و  یربی الصدقات »؛خداوند ربا را نابود میکند وصدقات را افزایش میدهد».

درمنطق قران ،کسی که صدقه میدهد ،روزی و برکت زندگیش را افزایش میدهد ،زیرا صدقه دادن در واقع معامله با خداست .گیرنده ای صدقه خداست و صدقه دهنده پاداش آن را از خود ا و دریافت میکند،چراکه این نوعی تجارت با خدواندمتعال است .

وقف که به عنوان صدقه ی جاریه است بدین معنی است که این نوع تجارت با خداوند متعال تاروز قیامت ادامه داردوتمام برکات عمل وقف بر واقف آن از طرف خداوندمتعال جاری و ساری خواهد بود.

3.انفاق

گفته شداز واژه های مربوط به وقف از جهت ارتباط معنایی ،انفاق است . واین کلمه 75بار باتعابیر مختلف جهت تشویق ،آداب ،شرایط آن در قرآن  ذکر شده است و تردیدی نیست که این واژه در حوزه ی معنایی وقف هم کاملاً قرار میگیرد؛زیرامعنای انفاق ،پرکردن خلأها میباشدووقف نیز برای پرکردن خلأها اینده هم تفسیر شده است. در این بخش بعضی ازایات انفاق را مطرح وبه نکاتی اشاره میکنیم:

الف .انسان در برابر خدا مالک نیست

«مانفقوا ممّا جعلکم مستخلفین فیه فالّذین امنوا منکم وانفقوا لهم اجر کبیر»و از انچه شما را نماینده ی خود درآن قرار داده ،انفاق کنید،زیرا کسانی که از شما ایمان بیاورندوانفاق کنند،اجر بزرگی دارند.

در چند ایه ی بعد ،برای تشویق وترغیب مردم به انفاق میفرماید:

«ومالکم الّا فی سبیل الله و لله میراث السّموات والارض ...»؛چرا در راه خدا انفاق نمی کنید ،درحالی که میراث اسمان ها وزمین ،همه از ان  خداست.

یعنی،همه ی مواهب طبیعت را که در دست داریم وا میگذاریم و میرویم ؛پس چه خو ب است تازمانی که در اختیارماست،باقصد قربت ،اختیار و اشتیاق به این امر الهی توجّه نموده ،از اموال موجود ،مقداری رابرای فردای خود انفاق نماییم.

ب.غنیمت شمردن

«وماانفقتم من شی ءفهو یخلفه و هو خیر الرّازقین»؛و همه آنچه را که در راه خدا انفاق کنیدجای ان را پر میکند،و او بهترین روزی دهندگان است .

این آیه بیان از این دارد که پرهیزکاران ،انفاق کردن را کم شدن مال نمیدانند،بلکه غنیمت میشمارند؛ولی کسانی که از معارف قران بهره ای ندارند و از سویی به دنیا علاقه مند هستند،انفاق کردن را غرامت میدانند،چون به غیب و روز قیامت عقیده ندارند.«و من الاعراب من یتّخذماینفق مغرماو یتربص بکم الدّوائر علیهم دائره السوءولااه سمیع علیم »؛گروهی از اعراب بادیه نشین چیزی را که انفاق میکنند،غرامت محسوب میدارندو انتظار حوادثی برای شما میکشند،حوادث دردناک ،برای انهاست ،و خدواند،شنواوداناست.

کفار و منافقین ،نه تنها انفاق را غنیمت نمی شمارند بلکه طبق همین آیه آن را یک غرامت میداننددرحالیکه خداوند متعال انفاق را از فنا شدن بیرون آورده وسبب زیادی مال میشود و رنگ بقا وماندگاری نیزبدان می بخشد.«مثل الّذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله کمثلحبّه انبتت سبع سنابل فی کلّ سنبله مائه حبه و الله یضاعف لمن یشاءو الله واسع علیم »؛کسانی که اموال خود را درراه خدا انفاق میکنند ،همانند بذری هستندکه هفت خوشه برویاندو در هر خوشه ،یکصددانه باشدو خداوند ان را برای هرکس که بخواهد (و شایستگی داشته باشد دو یا چند برابرمیکند و خدا بر همه چیز داناست.

به نظر میرسد با استفاده از ایات ذکر شده چه بهتر است که انفاق از نوع ماندگاری و  همیشگی باشد واز طریق وقف ،بذری کاشته شود که تاروز قیامت خوشه ها ی گندم آن که چندین برابر خواهد بود جاودان باشد.

4.احسان ،بّر

عنوان احسان و برّ در قران به کارهای پسندیده ،خیرو نیکو به کار رفته است و مفسران نیز در رابطه با تفاوت برّو احسان اینگونه بیان کرده اند که احسام ،اعم از احسان مالی و جاه و غیر  آن است ولی «برّ»اعطای چیزی است به غیر از مال و  جاه و مقام است و  همچنین به نیکی های وسیع «برّ»نیز گفته شده است .

با این وصف آیه ی 92سوره ی آل عمران :

«لن تنالوا البرّحتی تنفقوا ممّا تحلّون و ماتنفقوا من شی ء فانّ الله به علیم »

به جهت اینکه دلالت برتمام کارهای خوب ونیکی های وسیع میکند ،سنت حسنه ی وقف به خاطر نیکی های وسیع وماندگارش از مصادیق «برّ»شمرده میشود.خداوندمتعال نکته ی جالبی را در رابطه با حسان بیان میکندوآن این است که عنوان احسان از عنوان تقوای خاص بیرون است ،بدین معنی که برخی افرا د  تقوای بالایی  ندارند اما اهل خیرات و وقف کردن میباشند؛لذا با بیان آیه ی ذیل وعده ی پاداش را به هر دو گروه (اهل تقوا و  اهل احسان )به صورت جداگانه داده است و این نگاه عمیق قران به مسأله ی احسان ووقف می باشد.

«انّ الله مع الّذیناتّقوا والّذین هم مّحسنون »؛خدا یارو یاور کسانی است که تقوی پیشه کنندوکسانی که اهل احسان باشند.

اکنون با اشاره به مباحث قبلی وآیات فراوانی که بیانگر صدقه ،احسان ،باقیات الصالحات ،برّ،سبیل اله ،انفاق و... است می توان نتیجه گرفت که یکی از مباحث خیر خواهان وماندگار ،سنت حسنه ی وقف میباشد.

وقف در سیره ی ائمه معصومین

شیوه ی رفتار ائمه معصومین (ع ) یکی از منابع مهم در احکام دینی ومعارف اسلامی به شمار می رود که از آن به ((سنت ))تعبیر میشود.سنت به قول ،فعل وتقریر (سکوت مقتضی )گفته میشود که از رسول گرامی اسلام یا امامان شیعه صادر شده باشد .

همان گونه که در سخنان ائمه معصومین (ع)درباره ی تشویق به وقف روایات متعددی نقل شده ،از آنجا که از نظر عملی نیز چهارده معصوم در این کار نیکو،معلم بشریت بوده اند،خود نیز بدین کارنیکو دست زده اند که به نمونه هایی اشاره میکنیم.

موقوفات پیامبر اکر م (ص)

ابن هشام میگوید:نخستین موقوفه دراسلام زمین های مخیریق است که آنها را با وصیت دراختیار رسول خدا قرار داد وپیامبر  آنها را وقف کرد. شرح جریان بدین قرار است:

مردی از یهودیان به نام مخیریق که در جنگ احمد مسلمان شده بود،همراه سپاه اسلام  درجنگ با مشرکان شرکت داشت.هنگامی که به سوی احد حرکت کرد،گفت :اگر من کشته شدم ،هفت قطعه از باغهای من از آن رسول خدا(ص)باشد.آن باعها عبارت بودنداز :عواف،دلال ،برقه ،مبیت ،حسنی ،صافیه و حائط ام ابراهیم .مخیریق در این جنگ کشته شد وآن باغها از همان تاریخ ،یعنی سال سوم هجری به ملک پیامبر (ص)در آمد و آن حضرت تصرف نمود.

تاسال هفتم هجری کارگری از رسول خدا (ص)آن باغها را اداره میکردند تا این که درهمان سال ان باغها را وقف کردنداما این وقف خاص بد ،یعنی ،بر اولاد و بر بنت هاشم وقف شد.پس از رحلت پیامبر (ص)خلیفه ی اول این باغها را گرفت ولی خلیفه ی دوم ان ر ابه علی (ع ) باز گردانید که در تاریخ مفصلاً نقل شده است.

در مدارک مصادر تاریخی زمینهای دیگری به نام صدقات رسول خدا(ص)ذکر شده است ،از آن جمله :رسول خدا(ص) زمینی را وقف کرد وان را برای ابن السبیل صدقه قرار داد.در(قبا)نخلستانی بوده به نام ((بویژه ))که     از زمینها ی یهودیان بنی النضیر محسوب می شده است،این نخلستان از صدقات پیامبر است که وقف بر فقیران وبینوایان بوده است.هم چنین نقل شده که پیامبر (ص)د رخیبر موقوفه هایی داشته است که از عوائد ومنافع انها به مهمانان خود انفاق میکرد ه است.

بخاری صاحب یکی از صحاح سته میگوید:نوشته یا نوشته هایی در دست علی (ص)بوده که وقفهای پیامبر(ص)در آن نوشته شده بود ،یا ان نوشته ها وقفنامه یا موقوفه های رسول خدا ص بوده است.گرچه وی توضیح نداده که موقوفه های نوشته همان فدک باغ مذکور مخیر یق بوده یا موقوفه های دیگری بوده است،لیکن دلالت بر این امر دارد که رسول خدا(ص)دارای موقوفات فراوانی بوده است.

موقوفات دیگر ی نیز برای رسول خدا (ص)نام برده اند که ((مهزور)) از آن جمله است 0که نام محلی در بازار مدینه بوده)آنجا وقف مسلمانان بوده و سهم رسول خدا(ص)از اموالی بوده است که پس از فتح بنی النضیر به دست آن حضرت رسیده است.اینها نمونه هایی از موقوفاتی بودکه رسول خدا(ص)در زمان زندگانی خویش وقف کرده است.که بیان تمامی این موارد از توان این نوشتار خارج است.

موقوفات امیر مؤمنان ،علی ع

حضرت علی ع موقوفه هایی داشت که در تاریخ ثبت شده است و این موقوفات از اموال ودارایی شخصی ان حضرت بوده که با کشاورزی وآبادانی باغات تهیه شده بود.وقفنامه عمومی یا وصیت نامه ای که حضرت امیر ع نوشته و امام کاظم ع ان را در روایتی صحیح نقل میکند،مشتمل بر رقبات و املاک واموالی است که دلیل برگفتار ماست،لذا پیش از برشمردن همه موقوفات آن حضرت عین وقف نامه را میاوریم و ترجمه میکنیم تا جایگاه این سنت حسنه اشکار گردد.

متن وقف نامه امیر المؤمنین(ع)

(این ان چیزی است که وصیت نموده و دستور داده است به ان در اموال و داراییش ،بنده خدا علی ،برای خشنودی خدا ،تا مرا به واسطه آن به بهشت برد و دوزخ را از من برای خاطر آن  دور سازد و آتش جهنم را     بر من روا ندارد د رروزی که گروهی رو سفید و گروهی روسیاه میشوند.

وصیت چنین است:

املاک ی که در (ینبع )و اطراف آ ن دارم و نسبت انها راه من شناخته شده است،همه انها و بندگان در انها صدقه است.جز بندگانم (رباح )و (ابونیزر )و (جبیر)که این سه تن ازادندو هیچ کس بر انها تسلطی ندارد.ایشان غلامان من اند ودر اموال یاد شده پنج سال کار میکنند وحق برداشت مخارج و هزینه زندگی خود و فرزندانشان را دارند.با حفظ این مراتب انچه د ر(وادی القری )دارم و همه از اموال خودم می باشد اختصاص به فرزندان (فاطمه )دارد،و بندگان در این املاک صدقه اند (و درراه خدا مصرف میشوند.)

و انچه در ((دَیمه)دارم و  افرادی که در انجا هستند نیز صدقه است،جز ((زریق))که مانند غلامان یاد شده میباشد.و انچه در ((اذینه ))دارم با انان که در انجا هستند نیز صدقه است ،و ((فقیرین ))-چنان که میدانید نیز صدقه است و باید در راه خدا مصرف شود.

آنچه از اموالم دراینجا یاد کردم همه صدقه لازم قطعی است، و این حکم در زندگی وپس مرگ من جاری خواهد بود،باید در آنچه سبب خوشنودی خدا و در راه خداست به مصرف رسد وخویشانم از بنی هاشم و بنی مطلب نزدیک و دور بهره برند.

نظارت بر این اوقاف و صدقات با (فرزندم )حسن بن علی است،از انها به قدر ضرورت خود بدون زیاده روی بهره میبرد و د رمواردی که رضای الهی در آن است صرف مینماید،د راین کار بر او باکی نیست .اگر خواست بخشی از انها را بفروشد تاقرضی را ادا کند ،بفروشد باکی بر او نیست ،وم اگر بخواهد میتواند املاک برجسته ونفیس قرار دهد .فرزندان علی و غلامان و اموال وی اختیارشان در دست حسن بن علی است.

و اگر خانه حسن بن علی جز خانه صدقه باشد و خواست که ان را بفروشد میتواند بفروشد،بر اوباکی نیست .اگر بخواهد میتواند بفروشد و قیمتش را به سه بخش تقسیم کند:قسمتی را د رراه خدا مصرف نماید وقسمتی رابه بنی هاشم و بنی مطلب و قسمتی را به فرزندان ابوطالب بدهد ،در مواردی که خدا می پسندد از این سه قسم به مصرف رساند.

اگر پیشامدی برای حسن ،رخ داد (و از این جهان درگذشت )در حالی که حسین زنده باشد،این کارها بدو موکول میشود،باید انچه را به حسن دستور دادم وی انجام دهد.برای اوست انچه برای حسن نوشتم و بر اوست انچه بر عهده حسن بود.

برای فرزندان دو فرزند فاطمه (حسن و حسین )از صدقه علی ان چیزی خواهد بود که برای فرزندان علی تعیین شد،و من هر چه برای دوفرزند فاطمه قرار دادم به جهت خوشنودی خدای عزوجل و حفظ حرمت رسول الله و تعظیم وبزرگداشت ورضای خدا  ورسول است.

اگر برای حسن و حسین پیشامدی رخ داد ،اخرین این دونفر در فرزندان علی جستجو میکند ،اگر کسی ر از انان یافت که صلاحیت و اسلام و امانت او را بپسندد،کارها را بدو محوّل میسازد ،و اگر کسی را در انها نیافت که واجد شرایط باشد به یکی از فرزندان الوطالب که دارای صلاحیت باشد کاره را محوّل میکند ،و اگر دید بزرگان وصاحب نظران فرزندان ابوطالب درگذشته اند به یکی از مردان بنی هاشم که او را واجد شرایط میداندمیسپارد.

بر ان کسی که کارها بدو محوّل میگردد،شرط میشود که اصول امال را حفظ کند وبهره ان را انفاق نماید در انچه او را  بدو دستور داده ام.ار سبیل الله و برخویشان از بنی هاشم و بنی مطلب ،دور ونزدیک .چیزی از ان اصول به فروش نمی رسد وبخشیده نمی شود و به ارث منتقل نمی گردد.

آنچه د راختیار محمّد بن علی (این حنفیه )است دراختیار اومیماند وپس از او به اولاد فاطمه منتقل میشود ،و ان دو برده که نامشان را د ر صحیفه کوچک آورده ام ،آزادند.

این است آنچه علی در اموالش دستور می دهد ،از روزی که به ((مسکن ))آمده ،و این وصیّت برا ی خوشنودی خدا وپاداش در آخرت انجام گرفته ،و ار خدا در هر حال یاری میخواهم بر هیچ فرد مسلمانی که ایمان به خدا و روز واپسین دارد ،حلال نیست که در اموالم کاری کند جز دستوریکه داده ام و از نزدیک یا دور خلاف امر من انجام دهد.

سپس ان حضرت در ادامه وصیّت نامه فرمودند:

این است آنچه علی در اموال خود دستور مسدهد از روزی که به مسکن آمده است.شاهدان بر این وصیّت ابوشمر بن ابرهه و صعصعه بن صوحان ویزید ابن قیس وحیّاج بن هیّاج میباشند.این وصیّت را علی بن ابی  طالب به دست خود پس ا زگذشتن ده روز از جمادی الاول سال سی و  هفت نوشته است.))

اینک چند موضع از موقوفات حضرت امیر (ع)کهنامانها را درکتابهای حدیثی و تاریخی یافته ایم در اینجا میاوریم ،با توضیحات مختصر جغرافیایی و بیان بعضی از خصوصیّات هریک از این موقوفات :

1.      الاحمر

صحرایی است در ((الرجلاء)) بین مدینه و شام ،نیمی از ان را موقوفات ان حضرت و نیم دیگر متعلق به وراث بود.

2.      ادبیه

د رصحرای ((إضم)) در اطاف مدینه واقع است.

3.اذینه

نام یکی از وادی های ((قبلیه ))د راطراف مدینه میباشد.املاک وبردگان انجا صدقه اند ،چنان چه در وقفنامه عمومی امده.

4.الاسحن

صحرایی است درحدود ((فدک))

5.بئر الملک

در صحرای ((قناه))واقع است.

6.البغیبغه

چاهی است نزدیک ((رشاء))د راطراف مدینه .از حضرت صادق (ع)از پدرش نقل شده که چون به علی (ع)پیدا شدن این چشمه را بشارت دادند،فرمود:وارث خوشنود میگردد،انگاه فرمود:وقف است بر مساکین و مسافرانی که خرجی راه ندارند و نیازمندان نزدیک.

7.البغیبغات

چند چشمه است در (ینبع)به نام های (خیف الاراک )و (خیف لیلی)و (خیف بسطاس).مجموع این چشمه ها را حضرت علی وقف نموده است .

8.البیضاء

صحرایی است در (حرع الرجلاء)دارای مزارع و باغها.

9.خانه ای در مدینه

این خانه د رمحلّه (بنی زریق )در شهر مدینه واقع است و حضرت آن را وقف نمود تا خاله هایش د رآن سکنی داشته باشند و پس از انها د راختیار نیازمندان از مسلمین باشد.

10.دیمه

معلوم نشد کجاست .املاک انجا وقف و بردگان ان صدقه اند جز (زریق)که ازاد است؛چنانچه در وقفنامه عمومی امده .

11.ذات کمات

چهار چاه است در (حره الرجلاء)به نامهای (ذوات العشراء)و (قعین )و (معید )و (رعوان ).مجموعاًاز جمله موقوفات ان حضرت میباشد.

12.رعیه

صحرایی است در حدود (فدک)دارای نخل و اندکی آب که ا زکوه ریزش میکند.

13.عین أبی نیزر

چشمه ا ی است  در (ینبع )پر آب و دارای نخل های بسیار،منسوببه (أبونیزر)یکی از غلامان حضرت امیر(ع).

14.عین موات

چشمه ای است د ر(وادی القری )و (عین حسن )نیز نامیده می شود.

16.عین ینبع

(ینبع)دهی است نزدیک کوه (رضوی)و از مدینه هفت منزل فاصله دارد،دارای چشمه ای پر آب و گوارا و زمینی حاصل خیز.بعضی چشمه های آنجا را یک صدوهفتاد چشمه گفته اند.

از عمار یاسر نقل شده که پیامبر اکرم  ص زمین را از (ذی العشیره)در ینبع به حضرت امیر بخشید  عمر نیز در ایام خلافتش قطعه ای در همان جا بدو بخشید وعلی (ع)در انجا ملکی دیگر خرید مجموعا چند چشمه در انجا داشت و همه را وقف نمود.این ملک در وفغنامه عمومی ذکر شده با قید هر چه در اطراف آن است و صدقه بودن بردگانی که در انجا به کار مشغول اند جز سه تن از انها ؛0رباح )،ابو(نیزر)و (جبیر)که آزاد میباشند.

17.فقرین

نام دوجاست در اطراف مدینه که حضرت پیامبر ص به امیر المومین بخشیده و اصل این نام به معنی چاه یا حفره ای است که برای به کار گذاشتن نخل  حفر میکنند.این زمین حاصل خیز درعصرمانیز معروف است وبه زبان محلّی (الفقیر)نامیده میشود.

از حضرت صادق ع روایت شده که در ینبع چشمه ای احداث کردند ،آبی از ان به طرف اسمان جوشید مانند گردن یک شتر،چون به حضرت امیر المؤمین ع بشارت دادند فرمود:به وراث بشارت دهید ،این چشمه صدقه ووقف است برا ی زایران خانه خدا و مسافرینی که نیاز به خرج راه دارند ،فروخته و بخشیده وبه ارث گذاشته نمی شود...

18.القصیبه

باغی است در حدود (قدک ).

19.وادی القری

نام صحرای وسیعی است میان مدینه وشام ،دارای ده ها یبسیر و حضرت پیامبر ص انجا را فتح نمود .حضرت امیر د رانجا املاکی داشت  ووقف نمود ،بعضی انها بانام مخصوص ذکر شده و بعضی را نام نبرده اند.در وقفنامه عمومی امده است که برا ی فرزند فاطمه (ع) وقف شده و بردگان انجا صدقه میباشند.

موقوفات حضرت فاطمه (ع)

زندگی کوتاه زهرای مرضیه ع برکات بیشماری را به دنبال داشت ،برکات معنویش سراسر تاریخ اسلام فرا گرفت ،عملکرد و سیره پیامبر گونه اش د رامور مادی معنوی هر دو برکت را به دنیال داشت.او د رباب صدقات وموقوفات برترین بانوی جهان بوده وهست ،هر چه مالک بوده بر اساس سیره پدر بزرگوارش تقدیم به فقرا ءو مستمندان مینمود و علاوه بر کمک های مقطعی کمک های جاویدان و مستمری موقوفات داشت هاست.

علامه مجلسی (ره )میگوید:

سید بن طاووس (ره )رو به فرزندش نمود وگفت :پسرم ،موقوفات و صدقات جده اب فاطمه زهرا ع همانند العوالی حیطان سبعه و... ازاموالی بود که رسول خدا ص انها را بدون جنگ  ودرگیری مالک گردید و کسی در ان شریک نبوده و ملک خالص ان حضرت شد و (فئ)محسوب شد.بعداً پیامبر خدا ص انها را در زمان حیات خویش به دخترش به صورت هبه (بخشش)واگذار کرد.فاطمه (ع )هم انها را در راه خدا وقف نمود غیر از فدک که توضیحش خواهد امد-و سپس (موقوف علیهم )-کسانی را که میتوانند از ان موقوفات استفاده نمایند مشخص کرد.

سپس سید بن طاووس (ره )اضافه کرد و گفت فرزندم :د رارزش انها همین قدر بس که بعضی از ان اموال سالانه بین 24000تا 70000درهم د رآمد داشته است.

اسامی موقوفات صدیقه طاهره ع

الف.امالعیال :چشمه ای است که به برکت ان روستایی بزرگ در کنارش ساخته شده ،این روستا در نزدیکی قلعه های (آره )که بین راه مکه  ومدینه است واقع شده ،در آن روزگار بیش ا ز20000نخل خرما داشته است و امروز هم در انجا میوه های مختلف مانند لیمو،انگور ،موز به عمل میاید،ام العیال در یکصدو هفتاد کیلومتری مدینه منوره و پنجاه وشش کیلومتری شرق (سقیا)قرار دارد.

عرام بن اصبغ سلمی که یخصی مورد اطمینان است و در سالهای 275هجری قمری زندگی میکرده و         د رشناسایی منطقه (تهامه )از خبرگی ویژه ای برخوردار بود میگوید :ام العیال قریه صدقه فاطمه الزهراءبنت رسول الله  ص ؛روستای ام العیال صدقه  وموقوفه فاطمه زهرا (ع )دختر رسول خدا ص است.

امروز هم فرزندان فاطمه (ع) از ان بهره میگیرند.این چشمه و این سرزمین از سوی صدیقه طاهره ع بر سادات حسینی وقف گردید ه است.

سمهودی نیز مینویسد:ام العیال ،چشمه ای است که متعلق به فاطمه زهرا ع بوده سپس ان را وقف نمود.توسط این چشمه بیش ا زبیست هزار نخل ابیاری  میگردیده و جعفر بن طلحۀ بن عبیدالله تیمی دویست هزار دینار جهت احیاءان و اطراف ان صرف کرده است.

ب.از دیگر موقوفات صدیقه طاهره ع این گونه نقل شده که :

مخیریق درمیان یهود بنی نضیر عالم اندیشمند و متعهدی بود که ایمان به پیامبر خدا ص آورد سپس اموالش رادر اختیار ان حضرت قرارداد واین اموال همان باغ های دیوار کشیده نقل کرده که :ای اموال متعلق به مخیریق یهودی بوده ،چون جنگ (احد )فرا رسید در به دیگر یهودیان کرد و گفت چرا محمد - ص -رایاری نمیکنید ؟سوگندبه خدا همه شما میدانید که یاری دادن به او وظیفه و تکلیف همه شماها است .جواب دادند :امروز شنبه است [روز عبادت و تعطیلی است ]مخیریق گفت :شما از وظیفه فرار میکنید شنبه یعنی چه ؟پس خود شمشیر بر گرفت و همراه با رسول گرامی اسلام با دشمنان ان حضرت جنگیدتا سخت مجروح گردید و چون در بستر افتاد چنین وصیت کرد:

(اموالی الی محمدیضعها حیث یشاء:دارایی های من در اختیار محمد ص خواهد بود هرکجا میخواهد و صلاح میداند مصرف کند).

رسول خدا در سال هفتم هجرت اموال مخیریق را جزءصدقات قراردادولکن اما م رضا ع فرمود:رسول خدا انها را وقف برفاطمه نمود،وسپس فاطمه انها را بر بنی هاشم و بنی المطلب وقف نموده است.

باغهاو مزارع هفت گانه ای است که اطراف ان دیوار کشیده شده بود و بیشترانها در منطقه (العووالی )وشرق مدینه منوره واقع شده بود.

1.العواف :بعضی ان را -العواف -دانسته اند ولکن ابن شبه میگوی صحیح درنزد من العواف )است،و ان جایگاه وسیعی است درنزدیکی شهر مدینه که مردم ان اموال خویش -گوسفندان و شتران و ...-را در ان جا نگهداری میکردند،این وادی از سرچشمه (مهزور)ابیای میگردید.

ابوغسان گفته است:العواف جزءمعروف بالعالیه:اعواف ،قطعه زمین شناخته شده ای است که در منطقه باب العوالی واقع شده است.

2.الصافیه :این باغ در قسمت شرقی مدینه واقع شده  وبه قطعه (زهیره)معروف است این مکان از جمله اموالی بود که ا زیهود بنی قریظه بدست امد وچون هیچگونه درگیری وجودنداشت جزءاموال خالص پیامبر خدا ص محسوب شدو کسی در ان سهمی نداشت.پیامبر آن ر ابه دخترش فاطمه (ع) واگذار کرد،او هم ان را وقف نمود.

3.الدلال:قطعه زمینی بود که در قسمت شرقی مدینه قبل از صافیه واقع شده ،ان را بنی ثعلب یهود مالک بودند،امام باقر ع فرمود:دلال متعلق به یک زن یهودی از بنی نضیربودکه سلمان (ره) د رنزد او در بردگی بسر میبرد آن زن طی قرار دادی با سلمان بنا را بر این گذاشتندکه سلمان آن سرزمین را احیا کند ودرختکاری نماید سپس ان زن سلمان را ازاد نماید،رسول خدا (ص) از این پیمان و قرار داد اگاه شد،به نزد سلمان در محل کاشتن درختها امد و به او کمک کرد و درمدت کوتاهی درختان بزرگ شدند وبه ثمر نشستند،پس از مدتی که اسلام قدرت پیدا کرد،ان سرزمین به عنوان غنیمت -فئ -به تصرف پیامبر خدا درامد،پیامبر (ص) ان را به دخترش فاطمه (ع) داد.فاطمه ع هم ان را وقف در راه خدانمود.و بعضی محدثان از (الدلال )تعبیر به (الکلاب )کرده اند وگفته اند:ان نهر اب مورد توجهی بود که د رمدینه جاری میگشت و مردم از ان بهره میبردند.

4.برقه:

این باغ در قبله مدینه به سمت مشرق قرار گرفته بود ،قبلا از اموال یهود بنی قریظه محسوب میگردید لکن بعد از اینکه به دست رسول خدا (ص) افتاد سلمان ره در ان درختکاری کرد و بعد هم به فاطمه واگذار شد که آن حضرت آن را وقف بر بنی هاشم و بنی المطلب نمود.

5.المیثب:جایش معنی نیست و لکن جزءغنائمی است که بدون جدال به دست پیامبر (ص) افتاد ،او هم ان را به دختر خویش داد و بعد هم  فاطمه (ع) وقفش نمود،بکری میگویند:از موقوفات عام رسول خدا ص است.

6.حسنی :موضعی است که در نزدیکی (الدلال )واقع شده و مشهور به (الحسنیات )میباشد،این محل از وادی (مهزور)ابیاری میگردد.

7.مشربه ام ابراهیم :در اخر باب العوالی مدینه منوره ،بستانی است که چون ام ابراهیم -ماریه قبطیه -همسر رسول خدا (ص)را در انجا درد زایمان عارض شد ،دستش را به چوبی گرفته بود از لحظاتی فرزندش (ابراهیم)به دنیاامد بدین جهت مشربه ام ابراهیم نام گرفت این بستان درنزدیکی مدارس یهودی ان روز قرار داشت و درختان ان بستان از وادی (مهزور)ابیاری میگردید.

مشربه به اطاق مسکونی اطلاق میشود،پیامبر خدا ص ماریه قبطیه راآنجا سکونت داده بود.

وقف درسیره ی دیگر امامان شیعه

دیگر امامان شیعه نیز اموال و باغهایی ر ادر راه خدا وبرای برطرف ساختن نیاز بینوایان و نیازمندان و خویشاوندان خود وقف کردند که برخی از انها را یادآور میشویم که طبق نقل مشهور باغهایی که هم اکنون درمحله نخاوله ی مدینه (محل شیعخ نشین )به نام باغ صبا  وباغ مرجان وجود دارد،ازموقوفات امام حسن مجتبیع یا بنا برنقلی از موقوفات امام سجاد ع است.

شیخ بهایی از جدش روایت میکند که :امام حسن ع نیز زمینها و چیز های دیگری که ارث برده بود وقف کرد و حتی اطراف قبر مطهر خویش را از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزر درهم خرید،و وقف انان کرد بدین شرط که زایرانش ر به سوی قبرش راهنمایی کند وانان رابه مدت سه روز به عنوان میهمان پذیرایی کنند.

یکی دیگر از موقوفات امام حسین (ع) خانه هایی است که ان حضرت وقف کرد و امام حسن ع فرمود :باید خانه را تخلیه کنی.وصیّت امام محمد باقر به فرزندش اینگونه نقل شده 6که امام صادق ع میفرماید:

(قال لی ابی:یا جعفر اوقف لی من مالی کذا وکذا ،النّوادب تندبنی عشر سنین بمنی ایّام منی؛پدرم به من فرمود:ای جعفر فلان مقدار از دارایی ام رابرایم وقف کن تا  گریه کنندگان د رمنی  ودر ایام (اعمال )منی ده سال برمن گریه کنند.)

در این وصیت مختصر ،به دوسنّت مهم و ماندگار وقف و گریه بر اهل بیت -که وجود انها در جامعه مفید وهدایتگر است-اشاره فرموده است.از امام موسی بن جعفر (ع) نیز وقفنامه ای نقل شده است که د ران چنین نوشته اند:این است انچه را که موسی بن جعفر وقف کرد.همه زمین خود را که درفلان مکان قرار دارد و حدود (چهارگانه)زمین از شرق ،غرب و شمال چنین است (حدود ان را بیانکرده است.)

به طور کلی درختان خرما ،زمین ،قنات ،آب ،آسیاب ،حریم،حقوق،حق آب زمین ،پستی ،بلندی ،عرض ،طول، میدان جلو باغ ،نهرهای کوچک و بزرگ،مرغزارهای آباد (عامر)و خراب همه را وقف کرده است.متولی وقف د رامد ان را (پس از کسر مخارج مزرعه و سی عدد درخت خرما برای فقیران آبادی)میان فرزندان موسی بن جعفر تقسیم کرده،برای هر مرد دو برابر سهم زنان درنظر گیرد و اگر دختری از فرزندان موسی بن جعفر ازدواج کرد سهمی از این صدقات ندارد.

وقف د رهر دوره ای اختصاص به سیره ائمه معصومین نداشته بلکه اصحاب و یارا ن اهل بیت به تأسی و سفارش آن بزرگواران اقدام به وقف اموال مینمودندچنانچه جابر میفرماید:ام یکن من الصحابه ذومقدره إلا وقف وقفا ؛هیچ توانگری از صحابه نبود،مگر اینکه چیزی وقف کرد.

وقف مهدوی

وقف برای حضرت ولی عصر عج با توجه بهنقل حاکیست توسط مرحوم شیخ طوسی،از همان اوایل غیبت صغری شروع شده است و تاکنون نیز عاشقان ان حضرت اموال و یا اجناسی را به ان حضرت وقف نموده اند؛امّا نظر به اینکه حضرت عج ،امام حی ّو حاضر وامام زمان ماهستندمتأسفانه تعداد موقوفات در جهت ترویج فرهنگ والای مهدیت محدود میباشدو به تعبیری مورد غفلت قرار گرفته است.این درحالی است که گفته میشود وقف نمودن برای امام مهدی (عج )ثواب بیشتری از موقوفات دیگر دارد؛چرا که یکی از وظایف شیعیان درعصر غیبت صله و بخشش اموال به امام مهدی د رکنار بقیه ی وظایف منتظرات میباشد.

در این رابطه روایتی ازامام جعفر صادق ع نقل شده که میفرماید) )هیچ چیز نزدخداوندمحبوبتر از اختصاص دادن درآهم به امام نیست و خداوندمتعال در ازای هر درهم دربهشت مانندکوه احد پاداش میدهد)).خداوندمتعال درقرآن میفرماید ((چه کسی رهخدا قرض میدهدتا خدا چند برابر پاداش دهد.))به خدا سوگند که این ایه درباره ی صله به امام است)) .

با این مقدمه وقف نمودن برای حضرت به جهت اینکه دلها و جانهایمان را به حضرت نزدیک کنیم و از سوی دیگر صدقه ی جاریه ای باشد تا ا زاین طریق تا روز قیامت ثواب این عمل خیر بر ایمان جاری و ساری گردد.وقف مهدوی،جهت و سمت و سوی وقف ،درباره ی امام مهدی عج است و واقف میتواندبا نیت و انگیزه ی رشد و توسعه ی فرهنگ مهدویت اموالی را در راه حضرت وقف نماید.

احادیث باب وقف

در باب وقف احادیثی که د رانها واژه صدقه و بّر وارد شده فراوان است و در کتب حدیثی ،فقهی و اخلاقی شیعه وسنی زیاد به چشم میخورد.از جمله در وسائل الشیعه جلد بیست و هشتم باب وقف ،احادیث بسیاری هست که فقها به مضامین انها فتوا داده و د رکتب فقهی خودشان باب مستقلی برای وقف اختصاص داده اند.

آنچه به لفظ وقف در احادیث شیعه امده چند حدیث است که محدثان درفصول متفرقه در باب وقف انها را اورده اند واکثر این احادیث مربوط به احکام و سؤالات مقف میباشدحتی روایاتی از حضرت ولی عصر عج نیز به صورت پاسخ به سؤالات وقفی مطرح شده است.اما در اینجا به روایاتی که نشان از جایگاه و اهمیت وقف دارد اشاره میکنیم.

راه آسان

پیامبر خدا (ص) برمردی گذشت که در باغ خود مشغول کاشتن نهالی بود.به او فرمود:آیا تورا به نهالی راهنمایی نکنم که ریشه اش محکمتر باشد و زودتر به بار نشیند میوه اش خوشمزه تر و پاکیزه تر باشد؟عرض کرد:چرا ،پدر ومادرم فدایت ای رسول خدا .

فرمود :در شروع هر صبح  وشب بگو ) ) سبحان الله والحمدلله ولااله الاالله والله اکبر))؛زیرا اگر این جمله بگویی برای هر تسبیحی ده درخت ا زمیوه های گوناگون در بهشت خواهی داشت و اینان از باقیات الصالحاتند.مرد عرض کرد :ای رسول خدا،شاهد باش که من این باغم را وقف مسلمانان تهیدست اهل صفه کردم.در این هنگام خداوند تبارک و تعالی این آیه را نازل فرمود) )فأما من أعطی واتقی وصدق باحسنی فسنیسره للیسری:واما کسی که اعطاکردوپرواداشت و (پاداش)نیکوتر تصدیق کرد،و به زودی راه آسانی پیش پای او خواهیم گذاشت.))

از آتش دور گردان

امام باقر ع فرمود:رسول خدا ص با سپاهی بیرون رفت ،نیمروز به نزدیک ینبع رسید.گرمای شدید پشت حضر ت را می آزرد.پس به درخت مغیلانی رسیدندوسلاحهای خود رابه آن اویختند.خداوند در ان جنگ فتح و پیروزی نصیب انان فرمود وطیول خدا ص محل ان درخت را از غنایم سهم علی ع قرار داد.امام باقر فرمود :علی (ع) بعداًمقدار دیگری از ان زمین خریداری کرد و به سهم خودافزود و به غلامانش دستور داد برای ان اراضی چاه ابی حفر کردند و اب مانند گردن شتر فوران کرد.یک نفر به طرف علی دوید و این خبر را به ان حضرت مژده داد.علی (ع) ان را وقف نمود و چنین نوشت :

این صدقه ای است برا یخدای متعال به خاطر روزی که دران عده ای روسپید و عده ای روسیاه میشوند،تاخداوند به واسطه ی ان (وقف)چهره ی مرا از اتش دور گرداند؛صدقه ای است قطعی و مسلم درراه خدای متعال برا ی خویش و بیگانه ،در زمان صلح  وجنگ برای یتیمان و مستمندان و در راه آزادی بردگان .

بهترین بازمانده

امام صادق ع فرمود:

خیر ما یخلفه الرجل بعده ثلاثه:ولد بار یستغفر له وسنه خیر یقتدی به فیها و صدقه تجری من بعده :بهترین بازمانده های انسان پس از او سه چیز است:فرزند نیکو که برایش امرزش بخواهد و شیوه نیکویی که از ان پیروی شودو صدقه جاریه ای که از او باقی ماند.

قال الامام الصادق ع:

لیس بتبع الرجل بعد موبه من الأجر الا ثلاث خصال:صدقه أجرها فی حیاته فهی تجری بعدا موبه الی یوم القیامه و صدقه موقوفه التورث أو سنه هدی سنها فکان یعمل بها و عمل بها من بعده غیره أو ولدصالح یستغفر له :بعد از مرگ انسان به جز سه  خصلت هیچ پاداشی در پی او نخواهد بود:

1.صدقه ای که در زمان حیاتش جاری ساخته است که تا روز قیامت جریان دارد.

2.صدقه ی موقوفه ای که ارث برده نمی شود.

3.عملی که دیگران برایش انجام دهدیاآنکه فرزند صالحی که برای او طلب آمرزش کند.

درحدیث دیگری از ان حضرت نقل شده که فرمود:شش چیز است که شخص مؤمن پس از مرگش از ان بهره مند خواهد شد:

1-    فرزند صالحی که برای او طلب آمرزش کند.

2-    قرآنی که از ا و باشد و مورد استفاده قرار گیرد.

3-    درختی که  مینشاند.

4-    چاه آبی که احداث مینماید.

5-    چشمه آبی که در راه خدا جاری میکند.

6-    سنت  وروش نیکی که پس از او مردم به آن عمل میکنند.

وقف در جهان غیر اسلام

اعما ل و عقودی شبیه وقف،درتمام اجتماعات بشری وجود داشته ودارد.ولی وقف در فقه اسلامی ،ویژگی هایی دارد که باید گفت :وقف از مختصات نظام حقوقی و اقتصادی اسلام است.

وجود انواع (معابد)در اجتماعات مختلف و تخصیص اموال واملاکی به هر معبد،حکایت از نوعی وقف میکند.درادیان مختلف اعمالی شبیه این سنت حسنه وجودداردکه بیانگر حرکتی همسوبا وقف است.

بنیادهای وقفی د رغرب و اهداف آنها

اگر چه موقوفات و بنیادهای وقفی غربی اساساً با موقوفات اسلامی و به خصوص شیعی ،فرق بنیادی دارنداما در مواردی که حل مشکلات عمومی ،پشتیبانی و تبلیغ و ترویج دانش است،نقاط اشتراک ووجوه اساسی نیز دیده میشود.موقوفات خصوصی و بنیادهای وقفی کشورهای اروپایی وبه  خصوص امریکای شمالی از ابزارهای مؤثر شد،توسعه وتحول فرهنگی این جوامع است.میزان  تنوع امکانات مالی که از طریق بنیادهای وقفی دراختیار مؤسسات فرهنگی ،آموزشی ،پژوهشی ،سیاسی ،کتابخانه ها و موزه ها و...قرار دارد،حیرت آور است.این بنیادهای جدید وقفی از ابزارهایی هستند کهبه کمک آنها گرایش های نوین از نظرات گوناگون دراساسنامه ی آنها منظور میشود و به فعلیت و احرا در می آی واقف یا واقفین دست متولیان یا هیأت امنا را درتشخیص و عمل به مقتضیات زمان باز میگذارند تا هرگاه موضوع یا مسأله ی جدید ی پیش آید و مرجه توجهی بدان نبود سعی و اهتمام کافی درحل آن مبذول شود.

سیرتاریخی وقف در ایران

انگیزه ی وقف در ایان جدای از ریشه های تاریخی وانسانی ،علاقۀ ی  ویژه مردم به اسلام  وعمل به توصیه های آن در گسترش بّر ونیکی و برجای گذاشتن صدقۀ جاریه بوده است.در بسیاری از موارد،موقوفات جنبه ی دینی ومذهبی داشته و این نشانگر اهمیت انگیزۀ دینی در وقف است .طبعاً مواردی هم که جنبه ی اجتماعی دارد،میتواند برخاسته ی از انگیزه های دینی باشد،چرا که اسلام،دینی اجتماعی و انسانی است و انسانها را برای کمک به هم نوعان دعوت کرده است.

در رابطه با سیر تاریخی وقف در ایران میتوان به این نکته اشاره کردکه وقف دربین مردم فرهنگ سازی شده و دائماًدر حال گسترش بود اما روشن است که وقف تنها زمانی گسترده خواهد شد که در کنار همه ی شرایط لازم ،مردم نیز ثروتمند بوده و توانایی داشتن آن مقدا ر اندوخته درا داشته با شند که بخشی از ان را وقف کنند.پیش از دوره ی سلجوقی د ربخش های مرکزی ایران،کمتر آرامشی دیده میشد.با این حال به یقین وقف وجود داشته است.

دوره ی سلجوقی

دوره ی سلجوقی یکی ازدوران های باشکوه درتاریخ وقف در ایران ،در قرون پنجم و ششم ،تا پیش از حملات مغولان است.در این فاصله ،هزاران روستا وقنات و ...وقف مدارس،رباطها ،کاروانسراها و بیمارستانها شده است.تنها نگاهی به موقوفات مدارس نظامیه در شهرهای مختلف ،انسان را شگفت زده میکند.بسیاری از سلاطین و امیران سلجوقی د رشهرهای مختلف مدرسه ساختند و برای تأمین مخارج انها ،موقوفاتی برای انها معین کردند.اما همان روزگار سلجوقی نیز سخن ا زپایمال شدن اوقاف درمیان است.

با حمله ی مغول ،دروهله ی نخست ان موقوفات از میان رفت و گرچه تا اندازه ای حرکتی برای احیای موقوفات صورت گرفت،اما به دلیل ناپایداری وضع سیاسی ایران در طول چندین قرن ،وقف به صورت جدی پا نگرفت .اما د رطول دوران ایلخانان کم وبیش وقف مطرح است.غازان خان سخت مراقب اوقاف بود و خود املاک وقفی زیادی را ایجاد کرد که  سرپرست ان رشیدالدین فضل الله بود.حرکت دیگر غازان خان ایجاد دارالسیاده بود که دستور داد موقوفاتی برای انها معین کنندتا سادات از آنها بهره مند باشند.

دوره صفویه

دوران رشدوقف د رایران ،دوران صفویه است.از شاه طهماسب تا شاه  عباس اول و تا آخر صفویه هزاران مورد وقف در سراسر ایران ایجاد شده و بزرگان و درباریان د راین امر پیشگام بوده اند.هر کدام به دلیلی؛یکی از روی عشق به اهل بیت (ع) ؛دیگری عشق به درس و تحصیل طالبان علوم دین و سومی برای رها کردن اموالش ا ز تصاحب حکومت ،به وقف خاص آنها می پرداخت.

تصرف مال وقف در این دوره بسیار ناممکن بود وشاه صفوی خود نظارت خاصی بر این امور داشت  ودستگاه عریض و طویل اداری برای این کار در ساختا ر دولت صفوی برای موقوفات خاصه و عامه پیش بینی شده بود.

دوره ی نادری

نادر شاه افشار ،افاغنه را از کشور بیرون راند وبا عثمانیها و روسها درگیر شد.تازه هوس فتح هند را نیز کرد.برای رفع این تجاوزات و تأمین مخارج این تهاجمات و به جهت مبارزه با اقدامات مذهبی و دینی د رموقوفات ،وقف ستیزی و پایمال کردن موقوفات دراین دوره به حد خود رسید.

پس از آن ،سالها به درازا کشید تادولت قاجاری تثبیت شد.د راواخر دوره ی نادری  وتا روی کار آمدن قاجاریه وضعیت ایران به شدت آسیب پذیر و بی ثبات بود.علی قلی پس ازنادر دستور ضبط موقوفات را که ناد رصادر کرده بودلغوکرد و قرار شدتا به شکل سابق عمل شود؛اما متأسفانه بسیاری از موقوفات پایمال شده وتصاحب شده بود.

د ر دوره ی قاجاری به دلیل ثبات نسبی و بقلید عمومی از دوره ی صفوی و قوت سنتهای برجای مانده از ان دورا ن،وقف رواج بیشتری یافت.دراین دوره ،بخش عمده ی مخارج مدارس ،مساج ،حسینیه ها ،کاروانسراها ،آب انبارها و غسالخانه ها از اموال وقفی تأمین میشد.

درتمام این دوره ،دستهای زور،از کدخدای محل گرفته تا بیگلربیگی و غیره ،وقفنامه را از بین برده وزمین ها را تصاحب میکردند .درموادری ،خود متولیان یا فرزندان  آنها نیز دراین کار شریک بودند.

دوره ی پهلوی

از زمان پهلوی نخست ،به دلیل آن که بسیاری از متولیان وقف علما بودند و همچنین اکثر کارکردهای وقف بر اساس نیت واقفین ،ترویج فرهنگ قرانی و اهل بیت (ع) است لذا برای محدودکردن قدرت سیاسی و دینی علما و طلاب ،به گونه ای عمل شدکه این اموال و طبعاًاین قدرت اقتصادی از دست آنها خارج شود و به تعبیری واضح تر باید بگوییم که سلطنت  پهلوی به خاطر دین ستیزی خود بیشترین ظلم ها را به سنت حسنه وقف نمود.و بعدها هم در جریان اصلاحات اراضی،بسیاری از زمین های وقف را به ملکیت افراد      د رآورد .

بعداز پیروزی انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری زعیم عالیقدر حضرت امام خمینی ره و احیای احکام نورانی اسلام ،روح تازه ای درکالبد موقوفات کشور به خصوص با فتوای تاریخی ایشان که فرمودند) )موقوفات بایدبه حال وقفیت باقی وعمل به وقف شود)دمیده شد و بسیاری از زمین های عصب شده ،مجدداًحالت وقفی خود را به دست آورد وامروزه نیز درجمهوی اسلامی ایران عواملی از قبیل  تغییر سازمان تشکیلاتی اوقاف و اداره ان تخت نظر ولی فقیه ،رعایت احکام وقف و مسایل  شرعی ان وعمل دقیق به مفاد وقف نامه ها که اساس نامه چگونگی تحصیل د رآمدها وصرف انها موافق نظر واقف است،موجب شده تاافراد خیّر با اطمینان زیادتری در این امر مهم به طورگسترده مشارکت نمایند و بخشی از دارایی خود را به عنوان باقیات الصالحات ،وقف مصالح جامعه اسلام یکنندآمار نشان میدهدکه شمار موقوفات پس از پیروزی انقلاب اسلامی افزایش چشمگیری داشته است که از لحاظ نوع اهداف و نیّات واقفان نیز حایز اهمیت وقابل تأمل است چرا که مصارف این موقوفات د راکثر موارد در جهت رفع نیازهای ضروری جامعه اعم از نیازهای فرهنگی ،اقتصادی و اجتماعی بوده و مشکلی از مشکلات اساس جامعه را حل کرده است.

آثار و کارکردهای وقف

به طور کلی اثار و کارکردهای وقف درجامعه را میتوان به سه دسته کارکردهای فرهنگی ،اجتماعی و اقتصادی تقسیم کرد.بنابر این در ابتدا جهت آشنایی ،کارکردهای اوقاف در جامعه را بیان نموده و پس از ان به نقش توسعه ای وقف میپردازیم تا با آگاهی از نتایج مثبت وقف درجامعه در گسترش فرهنگ وقف تلاش نماییم.

کارکرد فرهنگی

مهمترین کارکرد وقف در جامعه اسلامی از گذشته های دور تاکنون کاردکرد فرهنگی و اموزشی است .ابعاد اموزشی و فرهنگی وقف در جوامع اسلامی بسیار گسترده است.وقف به عنوان یک منبع مستمر مالی مراکز علمی ،پشتوانه مردمی داشته است و تاسیس مدارس و حوزه های علمیه و تأمین هزینه ها از جمله مهمترین کارکردهای وقف میباشد.استفاده از درآمدهای وقف برای ساخت مساجد و اماکن مذهبی ،دانشگاهها،خوابگاههای دانشجویی،تأسیس کتابخانه های تخصصی وعمومی ،برگزاری کنگره علمی وپژوهشی ،برگزاری مراسمات بزرگداشت ائمه اطهار ع و فعالیتهای علمی و تبلیغی  در جهت ترویج سیره معصومین ع ،اعزام مبلغ به مناطق محروم ،مسابقات قران  بین المللی و برگزاری کلاسهای اموزش قران و تفسیر و مفاهیم قران کریم ،چاپ قران و کتابهای مذهبی .. از کارکردهای فرهنگی  واموزشی وقف میباشد.

کارکرد اجتماعی

سنت حسنه وقف یکی از مصادیق بارز احسان و غیر خواهی است که انسان بابهره گیری از تعالیم انبیا ان را از دیرباز بنیان نهاده  و در صحنه حیات اجتماعی به ودیعت گذارده است. روحیه تعاون  اجتماعی و سبقت در خیرات درنهاد وقف عینیت می یابد وبه عمل واقف ،مهر ابدیت میزند.

در بعداجتماعی وقف هح چون چتری بزرگ سایه خود را بر سرتمام نیازمندنومحرومن میگستراند وجامعه را از فقر که عامل بسیاری از مفاسد اجتماعی ،اخلاقی و سستی د رارکان دینی است نجات میدهد و امکان همزیستی مسالمت امیز را درمحیطی  مملو از اخوت و حسن ظن ،که زمینه ساز پیشرفت و تعالی جامعه خواهد شد فراهم میکند.حمایت از کودکان و زنان بی سرپرست ،ایجاد خانه های سالمندان ،تاسیس و تجهیز بیمارستان و مراکز بهداشتی ،ایجاد مراکز خاص برای درمان  بیماریهای خاص ،کمک برای ازادی زندانیا ن ،کمک برای امر ازدواج جوانان ،تأمین مسکن و ... از مهمترین کارکردهای اجتماعی وقف درجامعه است.

کارکرد اقتصادی

شاید متداول ترین نقش وقف را بتوان در رویکرد اقتصادی ان مشاهده کرد اگر چه این رویکرد با دیگر رویکردها بی ارتباط نیست.

سیاست اسلام بر کنترل وتعدیل و حفاظت ثروت جامعه است،به این ترتیب تمام راه هایی که منجر به سرمایه داری بودن کار میشود ،کنترل کرده است و با گرفتن خمس و زکات و تشویق افراد به وقف و .... از ثروتمندان و تقویت افراد ضعیف در برابر انها فاصله را بسیار کم کرده ، در جامعه تعدیل ایجادمیکند.براین اساس ،وقف درجامعه اسلامی ثروت مادی جامعه را تعدیل میکند.

وقف تبدیل مالکیت خصوصی به نوعی از مالیت عمومی است که بسط ان از ابزار مهم دستیابی به تعادل اجتماعی است.درنهاد وقف دو مطلوبیت نهفته است:یکی نفس عمل بخشش ،گذشت و ایثار که در واقف به ودیعه گذاشته میشود و ا ز استغراق انسان درتعلقات مادی و مال اندوزی جلوگیری میکند و دیگری لذتی است که فرد درنتیجه عمل نیک خود میبیند ونقش ان را در فقرزدایی جامعه اسلامی مشاهده میکند.درخصوص نقش سازماندهی موقوفات ،بر روند اقتصادی کشور ،میتوان به این سخن بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی یره درکتاب صحیفه ی نور اشاره کرد که فرموده اند) )اگر تبلیغات دولت رایج گردد،خواهیم دید که از همین نذر ،وصیت ووقف چه خدمت هایی به کشور و توده میشود.))

همه میتوانند

به شکر این که داری دست بر میخانه ،ای ساق

                                                                                 مرا از دست غم بستان به یک پیمانه،ای ساقی

با شنیدن کلماتی مثل وقف ،واقف ،وموقوفه و...تصویری از افراد ثروتمند ونیکوکار درذهنمان ترسیم میشود که بخشی از اموال خود را برای خدمت به دیگران میبخشد.

اما ممکن است هیچ گاه تصور نکنیم که ماهم میتوانیم یکی از همین واقفین باشیم.از خود می پرسید چگونه؟تصوری غلط که ذهن اکثرما نقش بسته ،این است که فکر میکنیم وقف نمودن تنها از دست ثروتمندان بر می آید و ماکه دارایی انچنانی نداریم ،نمیتوانیم واقف باشیم .اما بهتر است بدانیم که موقوفات حتماً نباید ساختمان و زمین و چیزهایی از این قبیل که از دست ما خارج است )باشد؛بلکه میتوان با در امد و حقوق اندک نیز به ائمه ی معصومین اقتدا کرد و به خیل  واقفان پیوست.البته برخی کارها از دست مردم عادی برنمی اید .گاهی نیز افراد خاصی که بتوانند ان کارها را انجام دهند یا وجود ندارند و یا دردسترس نیستند.

فرض کنید د رخیابان یا کوچه ای ،سنگ بزرگی د رمسیر رفت و امد مردم قرار گرفته که مشکلات را برای همگان به وجود اورده است .سنگ وزین است و هیچکس را توان برداشتن آن نیست.ایا باید دست روی دست گذاشت و از برداشتن صرف نظر کرد.

چاره ی کارچیست؟آیا اگر فرد قدرتمندی پیدا نشد،تکلیف ساقط میشود؟

همگان این مسئله را تأیید میکنندکه باید همه ی افراد برای برداشتن مانع ،جمع شوند وهرکدام زحمت قسمتی از آن را متحمل شوند تا آن مانع و مشکل مرتفع گردد.به عنوان مثال ،در یک شهر یا منطقه ،مکانی برای اسکان ایتام و کودکان بی سرپرست وجود ندارد ،مردم آن منطقه  هم به تنهایی قدرت خرید و یا تهیه مکانی را برای ایشان ندارند اما خیلی علاقه دارند که برای آنها کاری انجام دهند،د رامثال این مورد اگر افراد  نیکوکاری که علاقه ای به واقف شدن دارند جمع شوند و هر کدام به فراخور توان مالیشان هزینه ای رامتحمل شوند د راین صورت هم مشکلی از مشکلات آن منطقه رفع شده و هم افرادخیر غیر متمول نیز توفیق واقف شدن را پیدانموده اند.آری مامیتوانیم با گفتن یک یا علی (ع )به مولایمان اقتدا کنیم و ازواقفان شویم حتی اگر با مشارکت دوستان و آشنایان باشد.

روش ثبت وقف

اگر خیرین و دوستداران عمل صالح و سنت حسنه که در جهت رسیدن به عالیترین مراحل کمال که همان تقرب به خداوندمتعال است،قصد انجام وقف اموال خود داشته باشند میتوانندبا انجام مراحل ذیل ،به صورت رسمی نام خود را در زمره خیر اندیشانو واقفین کشور عزیزمان ثبت نمایند.

1.      با همراه داشتن سند مالکیت مال خود که قصد وقف آن را دارد به همراه  کارت ملی وشناسنامه خود به ادارات اوقاف و امور خیریه در سراسر کشور مراجعه نمایند.

2.      واقف با مشخص کردن تمام ابعاد مال مورد وقف و صرف  د رآمد وقف (اگر وقف انتفاع نباشد)متولی و حق التولیه  وسایر موارد لازم را با همکاری کارشناسان امور اوقافی ادارات مشخص نماید.

3.      پیش نویس وقف با نیت واقف و شرایط ومشخصات دقیق مال مورد وقف تهیه وتنظیم میگرددوبه امضاءواقف خیر اندیش وشاهدین میرسد.

4.      معرفی نامه ای از طرف اداره اوقاف برای دفتر خانه اسناد رسمی جهت انتقال رسمی سند مال مورد نظر به عنوان موقوفه ارائه میشود.

5.      گواهی معافیت مالیاتی برای شعب ممیزی مالیاتی جهت انتقال  وگواهی معافیت عوارض شهرداری تهیه میگردد.

6.      پس از تنظیم کامل وقفنامه رسمی و ثبت در دفتر خانه اسناد رسمی یک نسخه نزد واقف محترم و نسخه ای د رامور اوقافی اداره اوقاف  و امور خیریه جهت نظارت و نگهداری و عمل به نیت واقف به صورت دقیق نگهداری میشود.

 

 

برچسب ها  

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر